چهارشنبه, ۴ مهر , ۱۳۹۷ - 2018 September 26
كدخبر: 2508 تاريخ : ۲۶ آذر ۱۳۹۵ - ۱۹:۴۱ بازديد: 823 بازدید نسخه چاپي ارسال به دوستان

جنگلهای زاگرس و عوامل تخریب آن به همراه راهکارهای مقابله با آنها

پیشنهاد از طریق پیامک

جنگلهای زاگرس در غرب کشور، اکوسیستمهای طبیعی با ارزشی هستند که در آنها تنوع بالایی از گونه های گیاهی و جانوری وجود دارد. متاسفانه این اکوسیستم ها، به دلایل مختلفی از جمله تبدیل اراضی، بهره برداری های بی رویه، چرای دام، آتش سوزی، برداشت چوب و غیره در معرض خطر تخریب قرار گرفته و روز به روز از تعداد و کیفیت گونه های گیاهی و جانوری آن کاسته می­شود. به طوریکه بر اساس منابع موجود امروزه جنگلهای زاگرس و پوشش گیاهی آن که بسیاری از گونه های آن نایاب هم هستد درمعرض خطر نابودی قرار گرفته است. در این مقاله با بررسی مروری منابع و پژوهش های صورت گرفته در این منطقه مهمترین دلایل تخریب این جنگل ها چوب سوخت، چرای دام، آتش سوزی، توسعه زیر ساختها و پدیده گرد و غبار عنوان شدند. علاوه بر این راهکارهایی از قبیل قرق، استقرار برج های دیدبانی در مناطق حساس به آتش سوزی، تغییر شیوه معیشت مردم، توسعه کشت گیاهان دارویی و مشارکت عمومی مردم را به عنوان مهمترین راهکارهای مقابله با عوامل تخریب معرفی می شوند. بررسیهای صورت گرفته از کتب و مقالات مختلف که درباره جنگل و منطقه زاگرس بوده اند، استخراج شده است.

مقدمه

تغییرات اساسی مشاهده شده در ساختار های عمودی و افقی جنگل های گستره زاگرس از قبیل کاهش، اختلال و تهدید تنوع زیستی اعم از گیاهی و جانوری این زیست بوم ارزشمند کشور، گواه این حقیقت تلخ است که؛ افزایش جمعیت و اقتصاد معیشتی وابسته جوامع محلی به جنگل ها و بی توجه ای به ظرفیت تولید محدود این منابع، در کنار عدم توسعه یافتگی متناسب با توانمندی های اکولوژیکی منطقه زاگرس، سرنوشتی ناخوشایند و دهشتناکی را برای این اندوخته آبی ارزشمند ایرانیان رقم زده است.

این ناحیه با مساحتی حدود ۱/۶ میلیون هکتار از کیلومتر ۲۵ پیرانشهر به سردشت در استان آذربایجان غربی شروع و به شهرستان فیروزآباد فارس ختم می شود. جنگل های این ناحیه در استان های آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام، لرستان، چهارمحال و بختیاری، خوزستان، اصفهان، کهکیلویه و بویر احمد و قسمتی از استان فارس پراکنده هستند. البته علاوه بر استان های فوق هنوز بقایای گونه ی اصلی زاگرس یعنی بلوط در استان های همدان و مرکزی رویش دارد که دلیل قابل مشاهده ای بر گستره ی وسیع تر جنگل های زاگرس ازگذشته تا به امروز است.

ناحیه زاگرس به جنگلهای بلوط غرب کشور گفته می‌شود. درخت اصلی در این جنگلها بلوط است. آب و هوای زاگرس به سبب قرار داشتن در کنار آب و هوای‌های مختلف همانند ایران-تورانی و صحرا-سندی، گرمسیری و همچنین تأثیر پذیری از سیکلون‌های آناتولی و دریای سیاه بسیار گوناگون است.

درختان اصلی بلوط در این جنگلها عبارت‌اند از:

Q. persica،Q.infectoria، Q.libani، Q.magnosqumata

جنگلهای زاگرس به عنوان وسیعترین ناحیه رویشی ایران و با ۵ میلیون هکتار مساحت، حدود ۴۰ درصد کل جنگلهای ایران را به خود داده است. این ناحیه رویشی که تحت عنوان جنگلهای خشک و نیمه خشک طبقه بندی می شوند. جنگلهای زاگرس یکی از مهمترین منابع تولید آب کشور به حساب می آیند. به طوریکه بر اساس منابع موجود سالانه ۱۵۴ میلیارد متر مکعب آب در این منطقه رویشی تولید می شود. وجود رودخانه های پرآبی که از این جنگلها سرچشمه می گیرند، سبب شده که این منطقه تمرکز جمعیتی بالایی نیز داشته باشد. به طوریکه در این محدوده رویشی حدود۱ میلیون نفر به طور مستقیم با جنگل در ارتباط هستند. علاوه بر این جلوگیری از فرسایش خاک، حفظ حیات وحش منطقه، افزایش تنوع زیستی و پایداری منطقه، تلطیف آب و هوا، حذف آلودگیهای زیست محیطی، ترسیب کربن،حفظ رطوبت خاک، تعلیف دام، محصولات فرعی، گیاهان دارویی، چوب سوخت و ساختمان و هزاران فایده دیگری که بهصورت مستقیم یا غیر مستقیم عاید انسانها می شود، به واسطه وجود این جنگلهاست(۷).

متاسفانه با وجود فواید بیشماری که این جنگلهای ارزشمند برای مردمان زاگرسنشین و سایر مناطق کشور به ارمغان داشته اند، امروزه شاهد تخریب کمی و کیفی جنگلهای این ناحیه رویشی هستیم. شاید بتوان گفت که مهمترین دلیل تخریب جنگلهای این منطقه در سالهای اخیر تامین چوب سوخت و چرای دام بوده است. به طوریکه در منطقه زاگرس در یک دوره چرای سه ماهه، دام موجود چهار برابر ظرفیت چرای منطقه است که این خود سبب افزایش تخریب و حذف گونه های ارزشمند و خوش خوراک می شود. از طرفی فشار ناشی از کمبود علوفه سبب هجوم دامها به داخل جنگل و در نهایت قطع سرشاخه ها برای تامین علوفه مورد نیاز آنها بوده است. آتش سوزیهای عمدی و غیر عمدی نیز در این جنگلها متاسفانه همواره قربانیهای زیادی را به همراه دارند. به طوریکه که هرساله با از بین بردن گونه های گیاهی و جانوری منطقه، سیر قهقرای آنرا تشدید می کنند. از طرفی دیگر زارعتهای دیم در زیر اشکوب جنگلهای منطقه علاوه بر کاهش سطح سالیانه جنگلها، کیفیت درختان منطقه را به شدت تحت تاثیر قرار داده و باعث ضعف فیزیولوژیک درختان و حمله آفات و امراض گردیده است. توسعه زیرساختها از قبیل جاده سازی، گازرسانی، خطوط برق و تلفن همواره تخریب هایی را به همراه داشته است. از طرف دیگر تغییر اقلیم و پدیده گرم شدن کره زمین و پدید آمدن ریزگردها نیز در سالهای اخیر به این مشکلات افزوده است.در این مقاله سعی شده به تفکیک به بررسی برخی از مهمترین عوامل تخریب این جنگلها پرداخته شود و موانع و مشکلات موجود در جهت حفاظت و احیاء این جنگلها مورد بحث و بررسی قرار دهد و در نهایت راهکارهایی جهت حفاظت از این جنگلها ارائه شود.

مهمترین عوامل تخریب جنگلهای زاگرس

تـامیـن سوخـت هیزمی و مـصارف روستـایی

همواره در سیاهه عمـده ترین عوامل تخریب جنگل های زاگرس قرار داشته است. هرچند در سال های اخیر توسعه زیرساخت های تغییر الگوی سوخت و جایگزینی سوخت های فسیلی، روند استفاده از سوخت های هیزمی در آبادی های داخل و حاشیه جنگل را کاهش داده است اما کماکان در مناطق دور افتاده و فاقد جاده های دسترسی و جایگاه های سوخت فسیلی، جنگل ها منبع اصلی تامین سوخت و مصارف روستایی به حساب می آیند. البته فراموش نکنیم که ساختارهای اجتماعی و گرایش های فرهنگی جوامع محلی برای تمایل به استفاده از سوخت های هیزمی و همچنین حذف یارانه حامل های انرژی و پایین بودن درآمد سرانه خانوارهای روستایی، سبب گردیده است تا همواره جنگل ها بخشی از منابع سوختی مورد نیاز و مصارف روستایی به حساب آیند. ماجرای نگران کننده ای که با توجه به فقر پوشش تاجی توده های جنگلی، در هر سطحی که باشد برای جنگل های زاگرس تهدیدی تخریب گر خواهد بود.

سالانه درختان زیادی برای تامین چوب سوخت توسط جنگل نشینان، قطع و سرشاخه زنی می شود. در این میان درختان بلوط به جهت بالا بودن کیفیت ذغال آن، بیشتر از سایر گونه ها قربانی می شوند. این امر در گذشته از شدت بسیار بالایی برخوردار بود، به طوریکه این امر سبب شد که اکثر این جنگلها به جنگلهای شاخه زاد تبدیل شوند. ۳۹ درصد درختان به صورت شاخه زاد و دانه و شاخه زاد می باشند. بعد از آن برای مدتی، به دلیل در اختیار گذاشتن سوخت ارزان و اشاعه فرهنگ منابع طبیعی، تخریب جنگلها از طریق چوب سوخت محدود شد. اما به نظر می رسدکه امروزه به جهت عدم توانایی مردم روستایی در تهیه سوخت، این مشکل مجددا شعله ور شده و روستاییان مجددا به چوب درختان جهت گرم کردن منازل، پخت نان، طبخ غذا و غیره رو آورده اند. در این زمینه بایستی تهمیداتی جهت تهیه سوخت ارزان توسط مسئولان دیده شود. در غیر اینصورت باز هم بایستی شاهد تخریب زاگرس و بیابانی شدن آن در آینده باشیم.امروزه یک تصور غلط که در بین مردمان عادی و حتی در بین کارشناسان وجود دارد این است که خارج کردن چوب های خشک یا خشکه دارها از جنگل جهت چوب سوخت خسارت زیادی به جنگل وارد نمی آورد. ولی واقعیت اینست که ارزش یک خشکه دار در یک اکوسیستم بویژه در اکوسیستمهای جنگلی زاگرس به جهت پایین بودن حاصلخیزی خاک و کم بودن پوشش درختی زنده، کمتر از درختان سراپا نیست و خارج کردن این بخش و عدم برگشت آن به چرخه اکوسیستم سبب تخریب بیش از پیش آنها شده است(۳).

چرای پرشمار دام

جنگلهای این ناحیه رویشی در تامین و تولید پروتیئن کشور نقش اساسی را بازی می کنند. به عبارتی زاگرس با حدود ۵ میلیون هکتار جنگل و حدود ۱۰ تا ۴۰ میلیون هکتار مرتع،یکی از مهمترین قطبهای دامپروی کشور است. اما باید توجه داشت که این تولید در ازای تخریب و از بین رفتن بسیاری از گونه های ارزشمند گیاهی منطقه است. به نظر می رسد در این جنگلها تعادل مناسبی بین تعداد دامها و ظرفیت مرتع وجود ندارد. به طوری که که بر اساس منابع موجودظرفیت فعلی جنگلها و مراتع کمتر از یک سوم تعداد واحد دامی است.از طرفی برنامه های مناسبی برای چرای دام در این مناطق وجود ندارد.

در تمامی عرصه های جنگلی به عنوان یکی از مهمترین عوامل تخریب مورد تأیید و تأکید تمامی کارشناسان و متخصصین حوزه منابع طبیعی است. دام های عشایری زودتر از آغاز فصل چرا که حدودا” اوایل خرداد است، وارد عرصه های جنگلی شده و دیرتر از پایان فصل چرا که اواخر شهریور است، خارج می شوند و دام های روستایی که در تمام طول سال در عرصه های جنگلی حضور داشته و تنها در فصل زمستان در مدت کوتاهی وجود برف ممکن است مانع از حضور آنها شود.

فراموش نکنیم که ظرفیت تولیدی پوشش گیاهی علفی کف جنگل محدود بوده، در حالیکه اضافه بر تعلیف طولانی مدت و عدم رعایت

فصل چرا، تعداد دام چرا کننده در این جنگل ها بسیار پرشمار و چندین برابر ظرفیت تولید علوفه کف جنگل بوده و این علوفه تولیدی درصد ناچیزی از نیاز غذایی دام های موجود در جنگل را تولید کرده و بخش اعظمی از آن توسط نهال ها، درختان و درختچه ها تامین می شود. ترکیب دام نیز که عموما”در روستاها از نوع بز است روند اثرگذاری این عامل تخریبی را تشدید می کند.

تعلیف نهال ها، قطع درختان به صورت سرشاخه بری و یا کمربری، تعلیف لاشبرگ کف جنگل، کاهش بارخیزی خاک و اختلال در چرخه طبیعی حیات گیاهی، تعلیف میوه درختان و جمع آوری میوه برای تغذیه زمستانی دام که تهدید حیات جانوری جنگل را نیز به دنبال ذارد، ایجاد کوبیدگی و فشردگی خاک، افزایش میزان هرز آب ها، فقدان تجدید حیات جنسی و اختلال در تجدید حیات غیرجنسی از پی آمدهای چرای بی رویه دام در جنگل های زاگرس است.

معیشت سنتی و وابسته جوامع محلی جنگل نشین باعث شده است تا زیراشکوب بخش وسیعی از عرصه جنگلی زاگرسی در شیب های مختلف تحت زراعت دیم قرار گیرند. زراعت دیم در زیراشکوب توده های جنگلی و تغییر کاربری نامناسب در عرصه های جنگلی زاگرس تهدیدی جدی برای این زیست بوم ارزشمند بوده که متأسفانه افزایش جمعیت، عدم توسعه یافتگی متناسب با طبیعت منطقه، درآمد ناکافی واحدهای اقتصادی موجود و نیازهای اشتغال زایی در منطقه، هر روز بر وسعت این تهدید ویرانگر افزوده و اضافه بر جنگل زدایی تدریجی، روند فرسایش خاک در منطقه را تشدید خواهد کرد.

چنانچه این روند ادامه پیدا کند، روز به روز بایستی شاهد از بین رفتن گونه های گیاهی بومی و خوش خوراک و جایگزینی آنها توسط گونه های غیر بومی با ارزش اکولوژیکی کمتر باشیم. در اینصورت و با حضور گونه های غیر بومی، بایستی شاهد تخریب بیش از پیش این مناطق و از بین رفتن بسیاری از گونه های جانوری به جهت تخریب رویشگاههای آنها باشیم.پیشنهاد میگردد که قرق در جنگلهای زاگرس به جد پیگیری شود و دامداری را در این مناطق هر چه سریعتر از حالت سنتی و وابسته به جنگل خارج کرد. یا اینکه در صورت استفاده از دامداری سنتی، با محدود کردن تعداد آنها، برنامه های منظمی برای چرا در مناطق مختلف ارائه داد. البته میتوان با بررسی مناطق مختلف زاگرس و شناخت قابلیتها موجود در آن، دامداران را به سمت مشاغل دیگر )مانند زنبورداری، پرورش گیاهان دارویی، بهره برداری اصولی از محصولات فرعی و غیره( تشویق کرد،تا از این طریق بار سنگینی از دوش جنگلها برداشته شود(۱).

آتش سوزیها

یکی از عوامل مهم دیگری که آیندۀ جنگلهای زاگرس را مورد تهدید قرار داده است، آتش سوزیهای عمدی و غیر عمدی در عرصۀ این جنگلهاست. آتش سوزی، سبب مرگ بسیاری از گونه های گیاهی و جانوری و از بین بردن خشکه دارها، لاشبرگها و مواد آلی خاک شده و سبب تخریب چرخه های عناصر موجود در یک اکوسیستم می شود که در نهایت مرگ اکوسیستم جنگلی را به همراه دارد. کارشناسان مهمترین دلیل افزایش آتش سوزیها در سالهای اخیر را بارندگیهای مناسب در فصل مرطوب و از طرفی جلوگیری از چرای دام در عرصه این جنگلها می دانند. به طوریکه با افزایش بارندگی، پوشش علفی کف جنگل توسعه پیدا کرده و عدم تعلیف آن توسط دام، ماده اولیه مورد نیاز آتش را فراهم میکند. به نظر می رسد آوردن چنین دلایلی توسط کارشناسان منابع طبیعی، شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت خود یعنی حفاظت و حراست به موقع است. به نظر بنده و درست برعکس نظر چنین کارشناسانی، بارندگیهای مناسب و توسعه پوشش علفی در سالهای اخیر، شروع مرحله جدیدی از توالی است و در صورتی که انسان در آن دخالت نکند، با بهبود وضعیت خاک و افزایش رطوبت، استقرار بذر گونه های درختی و درختچه ای امکان پذیر خواهد شد و در سالهای آینده پوشش مناسبی از گونه های درختی و

درختچه ای بوجود خواهد آمد. لازمه این کار، حراست و نگهبانی به موقع از عرصه این جنگلها و استقرار اکیپ های دیدبانی در مناطق حساس و با پوشش علفی مناسب است(۲).

توسعۀ زیر ساختها

توسعۀ زیر ساختها از جمله جاده سازی، خطوط انتقال برق، تلفن، گاز و غیره از جمله مواردی که سبب تخریب رویشگاه های جنگلی و به هم خوردن اکوسیستم آن اکثر نقاط دنیا می شود. از آنجایی که برخی از این موارد برای زندگی بشری اجتناب ناپذیرند، توصیه می شود در زمان احداث و توسعه چنین مواردی نهایت دقت و برنامهریزی کارشناسانه درخصوص محل استقرار آنها انجام شود تا کمترین میزان تخریب به طبیعت وارد آید. علاوه بر این پیشنهاد می گردد در برخی موارد که امکان تغییر شیوۀ خدمات رسانی وجود دارد )مانند تلفن که به صورت بیسیم نیز ارائه می شود(، این کار انجام شود.

پدیدۀ گرد و غبار

ریزگردها با اختلال در عمل فتوسنتز و چرخه طبیعی گیاه آنرا از کار انداخته و کاهش بارندگی و افزایش دما نیز باعث می شود درخت روز به روز ضعیف تر شده و به سادگی در معرض بیماری های مختلف قرار می گیرد.
تغییرات شدید اقلیمی، افزایش نیم درجه ای دمای منطقه، خشکسالی و کاهش بارشهای سالانه، افت سفره های زیر زمینی و دیگر عوامل محیطی در مناطق غربی زاگرس موجب برخاستن خاک و ایجاد پدیده گرد و غبار و در نهایت آغاز مرگ اکوسیستم جنگلی زاگرس شده است.

در سالهای اخیر، خشکسالی ها و پدیده گرد و غبار، به عنوان یکی از دیگر از عوامل تخریب جنگلهای زاگرس مورد بحث و بررسی قرار گرفته است . به طوریکه که امروزه شاید مهمترین دلیل تخریب و از بین رفتن درختان، به ویژه در استان ایلام و استانهای مجاور، پدیده خشکیدگی درختان بلوط است. خشکیدگی درختان، پدیدهای طبیعی است که مهمترین دلیل آن خشک سالی های سالهای اخیر و گرد و غبار موجود است که به صورت مستقیم یا به صورت غیر مستقیم و با ایجاد ضعف فیزیولوژیک در درختان و حمله آفات و امراض، سبب مرگ آنها شده است. به نظر می رسد جلوگیری از این پدیده توسط مردم و مسئولان کار بسیار سخت و امکان ناپذیری است. اما با این حال، حداقل کاری که می توان انجام داد اینست که سایر فشارهایی که تحت کنترل ما می باشند، از روی جنگل برداشت )مانند چرای دام، چوب سوخت، برداشت محصولات فرعی مانند سقز، زراعت دیم و غیره). شاید آسانترین راهکار برای مقابله با این پدیده، حذف فشارهای انسانی از جنگل و کمک به تجدید حیات مجدد آن می باشد(۳).

راهکارهای مقابله با تخریب در جنگلهای زاگرس

قرق

در بسیاری از مناطق، به ویژه در مجاور روستاها و شهرها و ارتفاعات پایین به جهت ترددهای بسیار زیاد دام و انسان، پوشش گیاهی به کلی از بین رفته و خاک در معرض کوبیدگی وفرسایش شدید قرار دارد. در بعضی از مناطق، حتی گونه های علفی نیز فرصت استقرار را نداشته و در صورت استقرار در فصل بهار، به جهت چرای زودهنگام به مرحله بذردهی نمی رسند. ادامه چنین روندی مطئمنا ضمن انهدام کلی پوشش های گیاهی این مناطق، پوشش ارتفاعات بالا و مناطق دوردست را نیز تحت تاثیر قرار می دهند، که این خود نشانه هایی از یک زنگ خطر جدی برای زاگرس است. به نظر مسئله قرق جنگلهای زاگرس، بایستی به شدت به ویژه برای مناطقی که حساسیت بیشتری از نظر تخریب دارند، پیگیری و اجرا شود. همچنین در صورت امکان بهصورت مصنوعی بذر گونه های علفی و بوته ای را بایستی وارد عرصه های جنگلی کرد(۴).

استقرار برجهای دیدبانی در مناطق حساس به آتش سوزی

آتش سوزیهای عمدی و غیر عمدی از مواردی است که همیشه هزینه های زیادی هم از جهت خاموش کردن آن و هم از جهت استقرار مجدد پوشش گیاهی به همراه داشته است. علاوه بر این به صورت غیر مستقیم نیز با آلوده کردن هوا، خاک و آبها ضررهای زیادی برای جوامع بشری به همراه دارند. بسیاری از این فجایع بزرگ به خاطر حضور دیرهنگام ماموران در محل حادثه است. به عبارتی چنانچه قبل از گسترش آتش سوزی در سطوح وسیع، بتوان در محل حاضر شد، می توان از ایجاد آتش سوزیهای وسیع جلوگیری کرد. لازمه اینکار استقرار برجهای دیدبانی به ویژه در مناطق مستعد آتشسوزی و یا گشت مناسب و مداوم در فصولی که پوشش خشک است، می باشد. بدون شک هزینه احداث چنین ایستگاههایی بسیار کمتر از مجموع هزینه های خاموش کردن آتش میباشد. قابل ذکر است که وجود این ایستگاههادر داخل جنگل از قطع و سرشاخه زنی درختان توسط دامداران و یا از چرای بی رویه توسط آنها نیز جلوگیری می کند.

تغییر شیوه معیشت جنگل نشینان

مردمان این سرزمین به خاطر درآمد پایین و عدم تامین هزینه های زندگی مجبورند با روشهای مختلفی از جمله تبدیل جنگلها و مراتع به زمین های کشاورزی، زراعت دیم در زیر اشکوب درختان، قطع درختان جهت ذغال گیری، قطع درخت جهت گرم کردن منازل، دامداری

سنتی و غیره باعث تخریب اکوسیستمهای طبیعی زاگرس می شوند. در صورتی که اگر این روستانشینان شغل مناسب و در آمد کافی داشته باشند، میزان وابستگی آنها به جنگلها بسیار کاهش خواهد یافت. علاوه بر این با توجه به اینکه مردمان این منطقه سرمایه اولیه جهت ایجاد مشاغل جدید ندارند، لذا پیشنهاد می گردد مشاغلی که تخریب کمتری برای طبیعت به همراه دارند مانند پرورش زنبور عسل، پرورش گیاهان دارویی مورد حمایت ویژه دولت قرار گیرند تا ضمن ایجاد اشتغال برای روستانشینان، میزان تخریب این رویشگاهها نیز کاهش یابد. در بسیاری از موارد نیز لازم است جهت جلوگیری از قطع درختان بلوط جهت گرم کردن منازل، پخت نان، طبخ غذا و غیره سوخت ارزان در اختیار جنگل نشینان قرار گیرد.

توسعۀ کشت گیاهان دارویی

زاگرس موزه ای از گیاهان دارویی و صنعتی بوده و رویشگاه بسیاری از گونه های درختی، درختچه ای، بوته ای و علفی است که می توان از آنها فرآورده های دارویی و صنعتی بهدست آورد. بنابراین در این زمینه می توان با برنامه ریزی مناسب برای احیاء، توسعه و فرآوری این محصولات، گامی اساسی و پایدار هم در جهت حفاظت از گونه و هم جلوگیری از تخریب آنها با ایجاد اشتغال برای مردمان محلی به وجود آورد. لازمه اینکار در مرحله اول برنامه ریزی های اصولی در جهت توسعه این گونه هاست تا توجیه اقتصادی برای سرمایه گذار داشته باشد. علاوه بر این بایستی کاری کرد که ریسک سرمایه گذاری توسط بخش خصوصی کاهش یافته و سرمایه گذار با حمایت بخش دولتی، امکان فعالیت مطلوب در این بخش را بدست آورد(۶).

مشارکت مردمی

مشارکت در منابع طبیعی فرآیندی داوطلبانه و همه جانبه است که همدلی و همبستگی کامل بین عناصر ذینفع را مورد توجه قرار داده و هدف آن حفظ، احیاء، توسعه و بهره بردای بهینه از منابع طبیعی تجدید شونده با کمک و همکاری مردم می باشد. به عبارتی مشارکت در منابع طبیعی به معنای فعالیتهای داوطلبانه در جهت حفظ منافع مردم و اهداف سازمان جنگلها و مراتع )حفظ، احیاء، توسعه و بهره بردای بهینه از منابع طبیعی تجدید شونده( است که این فعالعیت ها سبب ارتقاء فرهنگ منابع طبیعی در بین مردم شده و همبستگی و همدلی اجتماعی برای بهره بردای بهینه از منابع طبیعی بیشتر می شود. از آنجایی که که در زاگرس مردمان روستایی کاملا با جنگل در ارتباط می باشند و بیشتر نیازهای خود را به طور مستقیم یا غیر مستقیم از جنگل بدست می آورند، بنابراین بایستی با برنامه ریزی منظم و فرهنگ سازی درست در جهت حفظ منابع طبیعی، مردمان محلی را در جهت حفظ، احیاء، بهره بردای بهینه از محصولات فرعی تشویق و ترغیب کرد(۵).

بحث و نتیجه گیری

همانطوری که گفته شد امروزه رویشگاه های جنگلی زاگرس تحت تاثیر عوامل مخرب متعددی قرار گرفته و روز به روز از نظر کمی و کیفی سطح این جنگلها کاهش می یابد. ادامه چنین روندی تا چند سال آینده مطمئنا سبب نامناسب شدن شرایط زیست گونه ها شده و انهدام کلی گونه های گیاهی و جانوری را در پی خواهد داشت، که در این حالت امکان زندگی برای انسان نیز مقدور نخواهد بود. جهت جلوگیری و به تاخیر انداختن این حادثه لازم است همگی دست به دست هم دهند و اقدامات اساسی برای حفظ و احیاء این ناحیه رویشی انجام دهند. ادارات وابسته بایستی مراقبت های بیشتری در مقابله با حوادثی نظیر آتش سوزی، چرای مفرط دام، قطع درختان، خارج کردن خشکه دارها، برداشتهای غیرمجاز محصولات فرعی انجام دهند و با جدیت بیشتری قوانین مربوط به تخریب و قطع درختان را پیگیری کنند. علاوه بر این با توجه به اینکه زادآوری طبیعی به دلایل مختلفی از جمله پایین بودن قوه نامیه بذور، تغذیه بذور توسط دام، سفت بودن سطح خاک و عدم نفوذ بذر به داخل خاک و غیره در جنگلهای زاگرس مستقر نمی شود و در صورت استقرار نیز در معرض خطر چرای دام قرار دارد، لذا توصیه می گردد هر ساله به صورت مصنوعی در مناطق جنگلی بذر گونه های درختی را وارد کنند. علاوه بر این بایستی در این زمینه اقدامات بسیار اساسی در خصوص فرهنگ حفاظت و حمایت از منابع طبیعی به خصوص برای نسل جوان در سطح مدارس انجام گیرد، زیرا تنها زمانی می توانیم تخریب طبیعت نداشته باشیم که مردمان محلی خود به عنوان حامیان اصلی حفاظت از طبیعت باشد.

منابع
۱٫جزیره ای, م. ح. و ابراهیمی رستاقی, م.۱۳۳۲٫ جنگل شناسی زاگرس, انتشارات دانشگاه تهران, ۵۶۴ صفحه.
۲٫بی نام. ۱۳۳۱ آمارنامه سازمان جنگلها و مراتع. دفتر طرح و برنامه و آمار. ۱۰۹ صفحه.
۳٫فتاحی، م.۱۳۳۴٫ اثر تخریب بر زادآوری جنگل های غرب, پژوهش و سازندگی۲۰۰ص.
۴٫فتاحی، م. ۱۳۳۱ . گسترش گاه گونه وی ول و تیپولوژی آن در ایران. انتشارات موسسه تحقیقات جنگلل ها و مراتع، ۶۹ص.
۵٫فتاحی، م. ۱۳۳۱ . مدیریت جنگل های زاگرس )منطقه مورد مطالعه: جنگل های دار بادام کرمانشاه(. جلد اول مطالعات پایه، انتشارات موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع، ۶۳۰ ص.
۶٫مصداقی،م. ۱۳۳۳ . توصیف و تحلیل پوشش گیاهی. انتشارات دانشگاه تهران، ۲۰۰ ص.پیرنیا، منصوره .سفرنامه شهبانو، انتشارات مهر ایران، پاریس، ۱۳۷۱، ص۲۷۵.

نوشته شده توسط مصطفی نادری
منبع: http://www.oilenergy.ir/index.php/component/k2/zagros-jungles

در زمينه‌ي انتشار نظرات مخاطبان رعايت چند مورد ضروري است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسي تايپ کنيد.
  • «جمعیت همبستگی زاگرس» مجاز به ويرايش ادبي نظرات مخاطبان است.
  • جمعیت همبستگی زاگرس از انتشار نظراتي که حاوي مطالب کذب، توهين يا بي‌احترامي به اشخاص، قوميت‌ها، عقايد ديگران، موارد مغاير با قوانين کشور و آموزه‌هاي دين مبين اسلام باشد معذور است.
  • نظرات پس از تأييد مدير بخش مربوطه منتشر مي‌شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *